الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

48

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

الى السراج المنير احمد ، لا * يعدلنى عنه رغبة و لا رهب عنه الى غيره ، و لو رفع النا * س إلىّ العيون و ارتقبوا و قيل : افرطت . بل قصدت و لو * عنّفنى القائلون ، او ثلبوا ! اليك يا خير من تضمّنت الار * ض و ان عاب قولى العيب لجّ بتفضيلك اللسان و لو * اكثر فيك الضجاج و اللجب تقديم به چراغ روشنىبخش ، حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله ، كه وعده و وعيد نمىتواند مرا از مدح او به مدح ديگرى سوق دهد . اگر چه مردم چشم‌ها را به من بدوزند و گردن‌ها را به سوى من بر افرازند و بگويند : اى كميت تو افراط كرده‌اى ؛ بلكه من ميانه روى كرده‌ام ، اگر چه گويندگان نسبت به من بدرفتارى كنند و مرا سرزنش نمايند . تقديم به تو اى بهترين كسى كه زمين تو را در بر گرفته است اگر چه گفتار من سراسر عيب باشد . زبان به شمردن فضيلت‌هاى تو پيوسته مىچرخد ؛ اگر چه به خاطر مدح تو داد و فريادها زياد مىشود . ( 1 ) چه كسى است كه سعى مىكند با ترغيب يا تهديد ، كميت را از مدح پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بازدارد ؟ آنها مىخواهند كه چه كسى به جاى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مدح و ثنا شود ؟ مگر كميت چگونه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را مخاطب خويش ساخته است ؟ مگر جمله‌اى غير از اين گفته است كه : اى بهترين موجود هستى ! ؟ كه اين چنين مورد عتاب و عيب‌جويى قرار گرفته و به وى گفته شده است كه : در مدح پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله افراط كردى ؟ ! و چه كسى است كه داد و فرياد و اعتراض را عليه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله زياد مىكند ؟ ! شايد در وراى اقدامات امويان به سياست خطرناكى پى برده كه گفته است : رضوا بخلاف المهتدين و فيهم * مخبأة اخرى تصان و تعجب به راهى بر خلاف راه هدايت كنندگان راضى شدند و در دل آنها راز ديگرى هست كه افشا نمىگردد . ( 2 ) و شايد كه منظور او از راز ديگر ، تخريب دين پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بعد از تخريب شخصيت وى بوده است . يا آنچه را كه علماى رجال و طبقه‌شناسان در شرح حال خالد بن سلمة مخزومى مشهور به « فأفاء » نوشته‌اند ، حكايت از آن دارد كه وى اشعارى را در هجو پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله براى بنى